تبلیغات
pasargad

به نام خدا

pasargad
امروز   به وبلاگ  pasargad  خوش آمدید


¿استوانه کوروش
دوشنبه 28 شهریور 1384

آنچه کوروش پس از فتح بابل انجام داده است ، سند  ی به دست آمده که به استوانه   ی کوروش معروف است. استوانه ی کوروش کبیر در خرابه های بابل پیدا شده و اصل آن در موزه ی بریتانیا نگهداری می شود. این استوانه را باستانشناسی به نام هرمزد « رسام » در سال ۱۸۷۹ میلادی پیدا کرده است. بخش بزرگی از این استوانه اینک از بین رفته است ولی بخشی از آن که سالم مانده است سندی مهم و تاریخی است مبنی بر رفتار جوانمردانه ی کوروش کبیر با مردم شهر تسخیر شده ی بابل و نیز یهودیانی که در اسارت آنان بودند. گوینده ی خط های آغازین این نوشته نامعلوم است ولی از خط بیست به بعد را کوروش کبیر گفته است. و اینک متن استوانه :

 

۱)  « کوروش» شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه توانا ، شاه بابل ، شاه سومر و اکد.

٢)  شاه نواحی جهان.

۳)  چهار[ ...... ] من هستم [ ...... ] به جای بزرگی ، ناتوانی برای پادشاهی کشورش معین شده بود.

۴)  نبونید تندیس های کهن خدایان را از میان برد [ ...... ] و شبیه آنان را به جای آنان گذاشت.

۵)  شبیه تندیسی از ( پرستشگاه ) ازاگیلا ساخت [ ...... ] برای « اور» و دیگر شهرها.

۶)  آیین پرستشی که بر آنان ناروا بود [ ...... ] هر روز ستیزه گری می جست. همچنین با خصمانه ترین روش.

۷) قربانی روزانه را حذف کرد [ ...... ] او قوانین ناروایی در شهرها وضع کرد و ستایش مردوک ، شاه خدایان را به کلی به فراموشی سپرد.

۸) او همواره به شهر وی بدی می کرد. هر روز به مردم خود آزار می رسانید. با اسارت ، بدون ملایمت همه را به نیستی کشاند.

۹) بر اثر دادخواهی آنان « الیل » خدا ( مردوک ) خشمگین گشت و او مرزهایشان. خدایانی که در میانشان زندگی می کردند ماوایشان را راه کردند.

۱۰) او ( مردوک ) در خشم خویش ، آنها را به بابل آورد ، مردم به مردوک چنین گفتند : بشود که توجه وی به همه ی مردم که خانه هایشان ویران شده معطوف گردد.

۱۱) مردم سومر و اکد که شبیه مردگان شده بودند ، او توجه خود را به آنان معطوف کرد. این موجب همدردی او شد ، او به همه ی سرزمین ها نگریست.

۱٢)  آنگاه وی جستجوکنان فرمانروای دادگری یافت ، کسی که آرزو شده ، کسی که وی دستش را گرفت. کوروش پادشاه شهر انشان. پس نام او را بر زبان آورد ، نامش را به عنوان فرمانروای سراسر جهان ذکر کرد.

۱۳)  سرزمین « گوتیان » سراسر اقوام « مانداء» را مردوک در پیش پای او به تعظیم واداشت. مردمان و سپاه سران را که وی به دست او ( کوروش ) داده بود.

۱۴)  با عدل و داد پذیرفت. مردوک ، سرور بزرگ ، پشتیبان مردم خویش ، کارهای پارسایانه و قلب شریف او را با شادی نگریست.

۱۵)  به سوی بابل ، شهر خویش ، فرمان پیش روی داد و او را واداشت تا راه بابل در پیش گیرد. همچون یک دوست و یار در کنارش او را همراهی کرد.

۱۶)  سپاه بی کرانش که شمار آن چون آب رود برشمردنی نبود با سلاح های آماده در کنار هم پیش می رفتند.

۱۷)  او ( پروردگار) گذاشت تا بی جنگ و کشمکش وارد شهر بابل شود و شهر بابل را از هر نیازی برهاند. او نبونید شاه را که وی را ستایش نمی کرد به دست او ( کوروش ) تسلیم کرد.

۱۸)  مردم بابل ، همگی سراسر سرزمین سومر و اکد ، فرمانروایان و حاکمان پیش وی سر تعظیم فرود آوردند و شادمان از پادشاهی وی با چهره های درخشان به پایش بوسه زدند.

۱۹)  خداوندگاری ( مردوک ) را که با یاریش مردگان به زندگی بازگشتند ، که همگی را از نیاز و رنج به دور داشت به خوبی ستایش کردند و یادش را گرامی داشتند.

٢۰)  من کوروش هستم ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه نیرومند ، شاه بابل ، شاه سرزمین سومر و اکد ، شاه چهار گوشه ی جهان.

٢۱)  پسر شاه بزرگ کمبوجیه ، شاه شهر انشان ، نوه ی شاه بزرگ کوروش ، شاه شهر انشان ، نبیره ی شاه بزرگ چیش پیش ، شاه انشان.

٢٢)  از دودمانی که همیشه از شاهی برخوردار بوده است که فرمانروائیش را « بعل » و « نبو » گرامی می دارند و پادشاهیش را برای خرسندی قلبی شان خواستارند. آنگاه که من با صلح به بابل درآمدم

٢۳)  با خرسندی و شادمانی به کاخ فرمانروایان و تخت پادشاهی قدم گذاشتم. آنگاه مردوک سرور بزرگ ، قلب بزرگوار مردم بابل را به من منعطف داشت و من هر روز به ستایش او کوشیدم.

٢۴)  سپاهیان بی شمار من با صلح به بابل درآمدند. من نگذاشتم در سراسر سرزمین سومر و اکد تهدید کننده ی دیگری پیدا شود.

٢۵)  من در بابل و همه ی شهرهایش برای سعادت ساکنان بابل که خانه هایشان مطابق خواست خدایان نبود کوشیدم [ ...... ] مانند یک یوغ که بر آنها روا نبود.

٢۶)  من ویرانه هایشان را ترمیم کردم و دشواری های آنان را آسان کردم. مردوک خدای بزرگ از کردار پارسایانه ی من خوشنود گشت.

٢۷)  بر من ، کوروش شاه که او را ستایش کردم و بر کمبوجیه پسر تنی من و همچنین بر همه ی سپاهیان من

٢۸)  او عنایت و برکتش را ارزانی داشت ، ما با شادمانی ستایش کردیم ، مقام والای ( الهی ) او را . همه ی پادشاهان بر تخت نشسته

٢۹)  از سراسر گوشه و کنار جهان ، از دریای زیرین تا دریای زبرین شهرهای مسکون و همه ی پادشاهان « امورو » که در چادرها زندگی می کنند.

۳۰)  باج های گران برای من آوردند و به پاهایم در بابل بوسه زدند. از [ ...... ] نینوا ، آشور و نیز شوش

۳۱)  اکد ، اشنونه ، زمیان ، مه تورنو ، در ، تا سرزمین گوتیوم شهرهای آن سوی دجله که پرستشگاه هایشان از زمان های قدیم ساخته شده بود.

۳٢)  خدایانی که در آنها زندگی می کردند ، من آنها را به جایگاه هایشان بازگردانیدم و پرستشگاه های بزرگ برای ابدیت ساختم. من همه ی مردمان را گرد آوردم و آنها را به موطنشان باز گردانیدم.

۳۳)  همچنین خدایان سومر و اکد که نبونید آنها را به رغم خشم خدای خدایان ( مردوک ) به بابل آورده بود ، فرمان دادم که برای خشنودی مردوک خدای بزرگ

۳۴)  در جایشان در منزلگاهی که شادی در آن هست بر پای دارند. بشود که همه ی خدایانی که من به شهرهایشان بازگردانده ام

۳۵)  روزانه در پیشگاه « بعل » و « نبو » درازای زندگی مرا خواستار باشند ، بشود که سخنان برکت آمیز برایم بیایند ، بشود که آنان به مردوک سرور من بگویند : کوروش شاه ستایشگر توست و کمبوجیه پسرش

۳۶)  بشود که روزهای [ ...... ] من همه ی آنها را در جای با آرامش سکونت دادم.

۳۷)  [ ...... ] برای قربانی ، اردکان و فربه کبوتران.

۳۸)  [ ...... ] محل سکونتشان را مستحکم گردانیدم.

۳۹)  [ ...... ] و محل کارش را.

۴۰)  [ ...... ] بابل.

۴۱)  [ ...... ]      ۴٢)  [ ...... ]      ۴۳)  [ ...... ]      ۴۴)  [ ...... ]      ۴۵)  [ ...... ] تا ابدیت .

 

نوشته شده در دوشنبه 28 شهریور 1384 و ساعت 02:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 27 شهریور 1384

دوستان به نظر شما کدوم یک از وقایع تاریخی اثر زیانبار تری واسه کشورمون داشته؟ مثلا حمله اعراب یا حمله مغول یا اسکندر یا ............؟

نظر بدین

نوشته شده در یکشنبه 27 شهریور 1384 و ساعت 03:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
چهارشنبه 23 شهریور 1384

ترکه میره حموم آب جوش بوده با نعلبکی دوش می گیره

ترکه دو تا خیار دستش می گیره میره تو بقالی و میگه : آقا خیار شور دارین؟ یارو میگه :بله ترکه میگه : پس بی زحمت این دو تا رو هم بنداز توش

ترکه تلویزیونو روشن می کنه می بینه همه کانالا قرآن گذاشتن تلویزیونو خاموش میکنه میبوسه و میذاره رو تاقچه

ترکه یه خبر داغ می شنوه گوشش تاول میزنه

ترکه از یه نفر می پرسه : آقا قبله کدوم طرفه؟ یارو میگه : اون طرف ترکه میگه :خیلی باید برم؟

 

 

 

 

ادامه مطلب

نوشته شده در چهارشنبه 23 شهریور 1384 و ساعت 03:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
چهارشنبه 23 شهریور 1384

دوستان حتما میدونین که در زمان حمله اعراب به ایران یکی از فجیع ترین حوادث فرهنگی و علمی یعنی آتش زدن کتابخانه بزرگ تیسفون به وقوع پیوست

خب اینو تا همین جا داشته باشین

حالا به این فکر کردین که چرا تقریبا همه آثار ادبی و علمی کشورما مربو ط به دوران تاریخی پس از اسلام میباشند

مطمئنا آثار بزرگی در دوران قبل از اسلام وجود داشته که همگی در کتابخانه بزرگ تیسفون نگهداری میشدن

در واقع میشه گفت ارشمیدس ها و ارسطو های ما و چه بسا بزرگتر از اینها در همون کتابخونه دفن شدن و ما و حتی تاریخ شناسای بزرگ دیگه چیزی درباره شون نمیدونیم

یه مورخ غربی میگه : اگر در دو کشور ایران و مصر کتابسوزی صورت نمی گرفت علم بشر دویست سال جلو تر از حال می بود

حالا دوستان میتونین بکین تنها کتابی که از اوون دوران باقی مونده و اتفاقا در اون کتابخونه هم سوزونده شده کدوم کتابه و به چه علتی تا حالا حفظ شده

 

Email:www.ariobarzan_2005@yahoo.com

نوشته شده در چهارشنبه 23 شهریور 1384 و ساعت 01:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
چهارشنبه 23 شهریور 1384

سلام دوستان

امیدوارم حالتون خوب باشه

میدونین دوستان من همیشه آرزو داشتم که شرایطی پیش بیاد که بتونم قسمت کوچیکی از دین خودمو به مملکتم ادا کنم

حتما شنیدین یه سری هی میگن آخه این مملکت چه گلی به سر ما زده . بچه ها تا حالا از خودتون پرسیدین که ما چه گلی به سر این مملکت زدیم؟

کدوم ایرونیه پاک و نجیبه که با دیدن تخت جمشید یا با خوندن شاهنامه و مثنوی و دیوان حافظ منقلب نشه و به کشورش افتخار نکنه؟

بچه ها حتما میدونین مصری ها هر گز عرب نبودن ولی الان ازشون به عنوان یه کشور عربی اسم میبرن . چرا؟

این سوالیه که یه دانشجوی ایرانی از یه استاد مصری تو قاهره میپرسه . میدونین استاد چی جواب میده ؟

میگه : ما فردوسی نداشتیم

اینم فرق ما و مصریا با اون تمدن پر صروصدا و عجیب و غریبشون

خلاصه این که دوستان بیاین وقت بیشتری رو صرف مطالعه مطالبی که مربوط به تاریخ و فرهنگمونه بکنیم

در ضمن حتما منو از نظراتتون بی بهره نذارین

 

www.ariobarzan_2005@yahoo.com

نوشته شده در چهارشنبه 23 شهریور 1384 و ساعت 01:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
سه شنبه 22 شهریور 1384

تركه زنگ میزنه خونه دوست دخترش،‌ بابای طرف گوشی رو برمیداره، هول میشه میگه: ‌ساعت شانزده و پنجاه و چهار دقیقه!!!

 

تركه تو اتوبوس واستاده بوده، یهو میبینه بند كفشش بازه. به كنار دستیش میگه: آقا قربون دستت، ‌یك دقیقه این میله رو نگردار من بند كفشم رو ببندم!!!

به زن حامله ترك چی میگن؟ خر تو خر!!!

تركه خودشو دار می‌زنه، بعلت ضربه مغزی می‌میره!  میان می‌بینند با كِش خودشو دار زده!!!

نوشته شده در سه شنبه 22 شهریور 1384 و ساعت 12:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
سه شنبه 22 شهریور 1384

تركه میره كله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه میگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قایم شم!!

نوشته شده در سه شنبه 22 شهریور 1384 و ساعت 12:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
سه شنبه 22 شهریور 1384

تركه میره كله پاچه فروشی، یارو بهش میگه: قربون چشم بگذارم؟ تركه میگه: نه آقا! حداقل صبر كن من برم قایم شم!!

نوشته شده در سه شنبه 22 شهریور 1384 و ساعت 12:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿حکمیت تاریخ درباره کوروش
دوشنبه 21 شهریور 1384
کوروش پس از تاسیس یک حکومت بزرگ، شامل ممالک متمدن و نیرومند شرق نزدیک و میانه، و تامین حیثیت و افتخاری بزرگ برای خود و اعقاب خویش، در سال 520 قبل از میلاد پس از 70 سال عمر در کمال عزت و نیکنامی درگذشت. تقریبا" تمام مورخان و سیاحان و خاورشناسان از این مرد به نیکی یاد کرده اند.

هرودوت کوروش را پدری مهربان و رئوف می داند که برای رفاه مردم کار می کرد. وی می نویسد : "کوروش پادشاهی بود ساده، جفا کش، بسیار عالی همت، شجاع و در فنون جنگ ماهر، که ایالت کوچک فارس را یک مملکت بزرگ نمود. مهربان بود و با رعایا سلکوک مشفقانه و پدرانه می نمود. بخشنده، خوشمزاج و مودب بود و از حالت رعیت آگاهی داشت."

در جایی دیگر او را آقای تمام آسیا می خواند و می نویسد : "هنگام پادشاهی کوروش و کمبوجیه قانونی راجع به باج و مالیات وضع نگردیده بود، بلکه مردمان هدایا می آوردند. تحمیل باج و مالیات در زمان داریوش معمول گردید، لذا پارسیان می گفتند که داریوش تاجر، کمبوجیه آقا و کوروش پدر بود. اولین را به آن جهت که سود طلب بود، دومین را چون سختگیر و با نخوت بود و سومین (کوروش) را به واسطه اینکه ملایم و رئوف بود و همیشه خیر و خوبی ملت را هدف قرار می داد، پدر می خواندند."

گزنفون می نویسد : "او سطوت و رعب خود را در تمام روی زمین انتشار داد، بطوری که همه را مات و مبهوت ساخت. حتی یکنفر هم جرات نداشت که از حکم او سرپیچی کند و نیز توانست دل مردمان را طوری برخود کند که همه میخواستند جز اراده او، کسی بر آنها حکومت نکند."

همین مورخ در مطلبی دیگر می آورد که : "کوروش خوش قیافه، خوش اندام، جوینده دانش، بلند همت، با محبت و رحیم بود. شداید و رنج ها را متحمل می شد و حاضر بود با مشکلات مقابله کند ... کوروش دوست عالم انسانیت و طالب حکمت و قوی الاراده، راست و درست بود ... باید اذعان نمود که کوروش تنها یک فاتح چیره دست نبود، بلکه رهبری خردمند و واقع بین بود و برای ملت خود پدری مهربان و گرانمایه به شمار می رفت."

ریچار فرای معتقد است که : "یک صفت دوران حکومت کوروش همانا اشتیاق به فراخوی ها و سنت های مردم فرودست و فرمانبر شاهنشاهی و سپاسداری دین و رسم های ایشان و میل به آفریدن یک شاهنشاهی آمیخته و بی تعصب بود. صفت دیگرش ادامه سازمانها و سنت های شاهان گذشته یعنی مادها بود. با این تفاوت که فقط کوروش جانشین استیاک گشته بود. چرا که بیگانگان شاهنشاهی هخامنشیان را همان شاهنشاهی مادی و پارسی می دانستند."

همچنین خاورشناسان بسیار دیگری راجع به کوروش نظر داده اند که بیان همه آنها خارج از حوصله این مطلب است. در اینجا به یک نکته مهم می پردازیم و آن اینکه مولانا ابولکلام آزاد، ضمن تفسیر چند آیه از سوره کهف معتقد است که ذولقرنین در آیات قرآنی اشاره به همان کوروش هخامنشی است.

نکته جالب دیگر آنکه در آرامگاه کوروش کبیر این عبارت نوشته شده است : "ای انسان هر که باشی و از هر کجا که بیایی، زیرا که می دانم خواهی آمد، من کوروش هستم که برای پارسیان این دولت وسیع را بنا کردم. پس بدین مشتی خاک که تن من را می پوشاند رشک مبر

پلوتارک از دیگر مورخین در این باره می نویسد که : "اسکندر پس از حمله و خواند این جملات بسیار متاثر شد و چون دید که درب آرامگاه کوروش را گشوده اند و تمام اشیاء گرانبهایی را که با او دفن شده است ربوده اند، دستور داد تا مرتکب را بکشند."

نوشته شده در دوشنبه 21 شهریور 1384 و ساعت 10:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 21 شهریور 1384

موقعیت مثلث برمودا

نوشته شده در دوشنبه 21 شهریور 1384 و ساعت 03:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 21 شهریور 1384

شکستن دیوار صوتی

وقتی یک هواپیما مرز صوت را می شکند، گاهی اوقات ابری غیرعادی در پی آن تشکیل می شود. کاهش فشار بر اثر تشکیل موج، سبب کاهش فوری دما شده، بخار آب را به ذرات آب تبدیل می کند و سبب ایجاد ابر می شود.

نوشته شده در دوشنبه 21 شهریور 1384 و ساعت 02:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 21 شهریور 1384

نوشته شده در دوشنبه 21 شهریور 1384 و ساعت 01:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 21 شهریور 1384

دوستان میدوونین امروز چه روزیه؟

 

امروز دوشنبه بیست و یکم شهریورماه سال 1384 خورشیدی – 2564

 

هخامنشی – 3743 زرتشتی و 7027 آریایی میترایی

 

میتونین نرم افزاز مربوطه رو از سایت زیر دریافت کنین :

 

                                                                    

www.khoozestan.com

نوشته شده در دوشنبه 21 شهریور 1384 و ساعت 01:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
دوشنبه 21 شهریور 1384

سلام دوستان

 

امیدوارم که حالتون خوب باشه

 

این برای اولین باره که من اقدام به تنظیم یه وبلاگ تاریخی کردم و امیدوارم مطالب نوشته شده مورد توجهتون قرار بکیره

 

من تصمیم گرفتم بیشتر به تاریخ کشور عزیزمون به خصوص تاریخ قبل از اسلام بپردازم و سعی می کنم درباره شخصیت های بزرگی مثل بابک خرم دین و آریوبرزن و............................ مطالبی رو بیان کنم تا با این اسطوره های بزرگ و البته تا حدودی فراموش شده سرزمینمون بیشتر آشنا بشید

 

و البته به هر حال برای تنوع بیشتر حتمآ از موضوعات متنوع و سرگرم کننده استفاده می کنم

 

از همه عزیزانی که در زمینه تاریخ و ادبیات و فرهنگ کهن ایران عزیز صاحبنظر هستند و یا به هر حال به گذشته پرافتخار این کشور علاقه مند هستند و یا سئوالی در این زمینه دارن میتونن به من ایمیل بزنن و یا اگه حوصله کارهای    سخت رو ندارن میتونن از طریق یاهو مسنجر با من ارتباط بر قرار کنن

 

 

پاینده ایران

 

 

E-Mail: ariobarzan_2005@yahoo.com

 

نوشته شده در دوشنبه 21 شهریور 1384 و ساعت 01:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -


¿
یکشنبه 20 شهریور 1384

چو ایران نباشد تن من مباد

نوشته شده در یکشنبه 20 شهریور 1384 و ساعت 02:09 ق.ظ توسط : ariobarzan
ویرایش شده در - و ساعت -